منو دلم...
یه روز خودم و دلم عاشق یه نفر و دلش شدیم
ولی اون بی رحمانه خودمو دلمو از خودش و دلش روند
دیروز با یه دست گل اومده بود به دیدنم با یه نگاه مهربون
همون نگاهی که سالها از من دریغش می کرد
گریه کرد و رفت...
قبل رفتنش گفت : دلش برام تنگ شده!
ولی من فقط نگاهش کردم وقتی رفت
سنگ قبرم از اشکاش خیس شده بود...
نظرات شما عزیزان:
آخي چه سوزناک
اگه دنبال یه چت سالم و صمیمی هستی به ما بپیوند.
http://tiyanchat.iar.ir/
http://tiyanchat.iar.ir/